الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

103

تفسير مجمع البيان (فارسى)

( نور 13 : چرا چهار شاهد نياوردند ؟ ) مقصود اكنون خداوند از حال منافقان اهل كتاب خبر داده مىفرمايد : - وَ إِذا جاءُوكُمْ قالُوا آمَنَّا : هنگامى كه نزد شما مىآيند ، گويند : ايمان آورديم و تصديق كرديم . وَ قَدْ دَخَلُوا بِالْكُفْرِ وَ هُمْ قَدْ خَرَجُوا بِهِ : گويند : در اينباره دو قول است : 1 - حسن و قتاده گويند : يعنى آنها در حال كفر بر پيامبر داخل و در حال كفر از نزد او خارج شدند . 2 - يعنى : آنها در همه حال داراى كفر هستند . بهر حالى كه داخل شوند و از هر حالى كه خارج شوند ، كفر با آنهاست و از آنها جدا نميشود . بدينترتيب خداوند متعال ، آنها را بوسيلهء كفر متعين و از ديگران ممتاز مىسازد . وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما كانُوا يَكْتُمُونَ : خداوند به باطن آنها داناتر است . اكنون مىگويد : آنها خصال ناپسند ديگرى به نفاق خود ضميمه مىكنند : - وَ تَرى كَثِيراً مِنْهُمْ يُسارِعُونَ فِي الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ : بسيارى از آنها - بقولى يعنى رؤسا و علماى آنها را - مىبينى كه در كفر ( بقول سدى ) و تجاوز از حدود الهى شتاب مىكنند . برخى گويند : « اثم » هر گونه گناهى و « عدوان » ستم است . يعنى در راه ظلم و گناه كه موجب بدبختى آنهاست ، شتاب مىكنند . وَ أَكْلِهِمُ السُّحْتَ : حسن گويد : يعنى براى قضاوت ميان مردم ، رشوه مىگيرند . علت اينكه « رشوه » را سحت ناميده ، اين است كه : سرانجام انسان را دچار استيصال و بينوايى مىكند و بركت مال را مىبرد . علماى معانى گويند : كلمهء « مسارعت » بيشتر در كار خير استعمال مىشود مثل « يُسارِعُونَ فِي الْخَيْراتِ » ( آل عمران 114 : در نيكيها شتاب مىكنند ) فايدهء استعمال اين كلمه ، در اينجا اين است كه ميخواهد بگويد : آنها در راه گناه و ستم و رشوه چنان مىشتابند كه گويى به راه حق مىشتابند و از مردم حقى و طلبى دارند . به همين